كاش هميشه اوضاع بر وفق مراد بود !
كاش هميشه هموني كه ميخواستيم ميشد!
كاش اينجور كه هست نبود و يكجور ديگه بود!
يكجوري كه آدما دل و عمل و حرفشون يكي بود.
كاش ما يك جاهايي كه بايد بعضي چيزهارو ميگفتيم،مي گفتيم!
و كاش يك جاهايي بعضي چيزهارو كه نبايد ميگفتيم ،نمي گفتيم!
ما وامداريم به اونهايي كه ميشناسيم و نتونستيم بهشون بفهمونيم دوستشون داريم و اونها قبل از اينكه بفهمند اقدام كردند.
كاش بودي!
كاش ميتونستم يكبار ديگه تورو كنار خودم ببينم و دستاتو بگيرم و ببوسمت و بهت بگم دوست دارم.
اما افسوس كه ديگه اون روزها و اون فرصتها بدست نميان و اونها از دست رفتن!
اگر چه من و تو بارها و بارها گفتيم دوست دارم.
يعني اين دوست داشتن حقيقي نبود از سر تفننن بود؟
يعني برا گذران اون اوقات بود؟
من كه باور ندارم!
نميتونم با اين قضيه كنار بيام كه تو ومن در كنار هم بوديم و وجود داشتيم اما اون حرفا حقيقت نداشته باشن.
تو رفتي و منو تنها گذاشتي بدون اينكه حتي نگاهي به پشت سرت بندازي!
همه اين روزهارو به فكر تو بودم و بياد تو گذروندم.
مگه ميشه به همين سادگي يك بخش از زندگيو فراموش كرد!
اما تو اينكارو كردي!
چطور؟نميدونم!
اما فقط همينو ميدونم كه اگرچه تو رفتي و از من و اون روزها ديگه لحظه هاي ياد نكردي ! اما من هميشه كنارت بودم !
كنار خاطرات خوب با تو بودن!
هر جا رو چرخيدم نشوني از تو ديدم
با اين حال و با اين همه دربدري حتي يكبار نتونستم بتو بد بگم!
خيلي دلم ميخواد بدونم الان كجايي و داري چيكار ميكني و روزگارت چطور ميگذره؟
من مطمئنم كه باز تورو يكروزي يكجايي خواهم ديد
اما نميدونم اونروز چطور باهات روبرو ميشم ؟چطور با من روبرو ميشي و آيا چيزي برا گفتن داريم؟كاري برا انجام دادن داريم؟
از كنار هم رد ميشيم و هر كدوم به راه خودمونن ميريم؟
این بار برق چشمانم...ما را در سایت این بار برق چشمانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 78